Back

جریان سیال ذهن - ذهن. جریان سیال ذهنسیلان ذهن یک شکل خاص از روایت داستان است. که مشخصههای اصلی آن پرشهای زمانی که پی در پی ، درهمریختگی دستوری و علامت., تبعی ..



                                     

جریان سیال ذهن

جریان سیال ذهن/سیلان ذهن یک شکل خاص از روایت داستان است. که مشخصههای اصلی آن پرشهای زمانی که پی در پی ، درهمریختگی دستوری و علامت., تبعیت از زمان ذهنی شخصیت داستان و گاهی نوعی شاعرانگی در زبان است; که به دلیل انعکاس ذهنی فاز پیش از سخنرانی شخصیت رخ می دهد.

پرداختن به ذهن و ذهنی شخصیت های داستان در ادبیات مغربزمین دارای سابقه ای طولانی وجود دارد. با جستجو در آثار بسیاری از نویسندگان قبل از قرن بیستم و حتی نویسندگان کلاسیک و. می توان نمونه هایی یافت می شود که در آنها سعی کنید به فلاندر محتویات ذهن از شخصیت ها در داستان منعکس گردد و در این راه حتی برخی از نویسندگان مانند تولستوی و داستایوفسکی تا به ساز و کار ذهن و سیر افکار در آن نزدیک اند که می تواند قطعاتی از داستان کسانی که پیشرو تکنیک های مدرن داستاننویسی جریان سیال ذهن شکل گیری است.

                                     

1. ساختار. (Structure)

نویسندگان جریان سیال ذهن برای انعکاس یک نگاه شخصیت داستان ، از جهات متعدد و مختلف استفاده شده است. مهم ترین این تکنیک ها شامل تک گویی درونی مستقیم تک گویی درونیغیرمستقیم دید دانای کل و حدیث نفس است. تکگویی درونی راه از روایت است که در آن تجربیات درونی و عاطفی شخصیتهای داستان ، در سطوح مختلف از ذهن در مرحله پیش از سخنرانی نمایانده می شوند. هدف از سطح قبل از بیان کردن ذهن ، لایه های آگاهی است که سطح ارتباطات سخن گفته و یا نوشته شود و بر خلاف لایه های سخنرانی و اساس ارتباطات است. در بیان منظور و دلیل و منطق و ترتیب زمانی حاکم است و گاهی محتویات ذهن در لایه های سانسور, اما در لایههای پیش از گفتار ذهن و نه در ترتیب زمانی مطرح شده است نه نظم منطقی و نه سانسور. البته باید مراقب بود که سطح پیش از گفتار ذهن ناخودآگاه یا ذهن ناهشیار اشتباه نیست. سطح گفتار نیز در بخش خودآگاه ذهن واقع شده است اما محتویات آن را به معنای واقعی کلمه در گفتار ما را منعکس نمی کند چرا که اولین افکار و تصاویر در این لایه از آگاهی در یک گوییدرونی با ترکیبات غیردستوری ، عدم رعایت قوانین به نحوی پرهیز از علامت گذاری به درستی. جملات وعبارات ناقص و. مواجه میشویم.

تکگویی درونی به تکگویی درونی مستقیم و غیر مستقیم تقسیم جامعه. بر اساس اینتقسیمبندی همچنین حضور یا عدم حضور نویسنده در داستان است. در تک گویی درونی مستقیم داخلی و مستقیم تک صدایی و. فرض بر این است که نویسنده غایب است و تجارب درونی شخصیت به طور مستقیم از ذهن خود و عرضه آن است. به طوری که خواننده نیازی به صحنهآرایی و راهنمایی نویسنده نیست. اما در تک گویی درونی مستقیم غیر مستقیم داخلی مونولوگ نویسنده در داستان حضور دارد و کاردانی تک گویی درونی حرکت می کند شخصیت و نگاه او را به خواننده منتقل میکند. در این روش از تک گویی درونی نیز., نویسنده دانای کل محتویات لایههای پیش از گفتار آن ارائه شد که اگر این مطالب مستقیما از ذهن شخصیت ارائه شده است. تفاوت در این است که نویسنده این مطالب را از زبان خود و با زاویه دید سوم شخص روایت آثار و گاهی توضیحاتی نیز در مورد ذهنی شخصیت از حاکمان.

محبوب ترین و هنرمندانهترین قطعه ای است که به شیوه تکگویی درونی مستقیم نوشته شده ، پایان رمان اولیس اثر جیمز جویس است. این قطعه که چهل و پنج صفحه از این رمان را دربرگرفتهاست و کتاب آن را به پایان به نظر می رسد مربوط به صحنه ای است که مالی بلوم یکی از شخصیتهایاصلی رمان در بستر دراز کشیده و بدون آن هیچ محرک خارجی در جریان افکار خود را تحت تاثیر قرار, خاطرات و ایده ها و تداعیهای ذهن در یادگیری و در ادامه, اساس, به کمک های مالی من به خواب میرود.

برخی از منتقدان ، تکگویی درونی مترادف با جریان سیال ذهن به اعمال است یا اصطلاح کلی بدانید که راه های متعدد داستان جریان سیال ذهن که شامل اما اکثر کارشناسان بر اساس دانش تکگویی درونی یکی از تکنیک های ارائه مطالب از ذهن در داستان جریان سیال ذهن است.

در این رمان جریان سیال ذهن در علاوه بر این به تکگویی درونی مستقیم و غیر مستقیم از شیوههایدیگری نیز استفاده می شود هر چند کاربرد آنها در ادبیات داستانی دارای سابقه ای طولانی دارد اما نویسنده از جریان سیال ذهن آنها را با استفاده از یک تابع خاص. مهم ترین این روش های مشابه ، نوع خاصی از دیدگاه دانای کل و حدیث نفس است.

در این نوع از داستان ها به صورت غیر خطی به این معنی که ممکن است در یک پاراگراف چیست مبهم از زمان های مختلف بدون هیچ گونه اشاره روشنکننده یا توضیح از نویسنده یا راوی ، به بیان شود. نویسنده ممکن است بدون استفاده از علامت گذاری مناسب از صحنه ای به صحنه دیگر و یا از فکر کسی که به سخنان کسی دیگر رنگ پریده و دوباره به اول بازگشت. حتی راوی داستان نیز ممکن است تغییر کند.

از نویسندگان برجسته این سبک می توان به جیمز جویس ، ویلیام فاکنر و ویرجینیا وولف را نام برد.

                                     

2. رمان در این نوع. (Novels in this genre)

از نویسندگان خارجی:

  • اولیس و شب عزاداری فینگنها از جیمز جویس.
  • خشم و هیاهو از ویلیام فاکنر.
  • به فانوس های دالووی ، خیزابها امواج از ویرجینیا وولف.

از نویسندگان ایرانی:

  • سمفونی مردگان از عباس معروفی.
  • شب سوراخ هرمز شهدادی.
  • دل نام و نام خانوادگی: شهریار مندنی پور.
  • سنگ صبور از صادق چوبک.
  • قاعده بازی فیروز زنوزی جلالی.
  • شازده احتجاب از هوشنگ گلشیری.
                                     

3. متون نمونه هایی از این سبک. (Texts examples of this style)

"عجب! گرمهپاییز نیز رد سردهپاییز که من شاید دو یا سه تایش بیشتر نبینم. شاید آخریش بود این سقوط که در حال حاضر من می بینم و بهتر وجود دارد و می رود رکا که رفته است برای همیشه از خانه ما و من اصلا ساعت است که در تابستان می رود. پاییز می رود زمستان می آید و درخت بهتر از حواس است برگش میریزد چون حواس است زیتونش آن حواس وجود دارد. ایمو ارهکشانیم., ایمو, کوهگالشانیم. زندگی نه. من تنهاش خط زنگ که حواس می شود. و من در حال حاضر چند در پاییز گذشته از من ؟ چگونه به دانستن بیشتر در. بیسجل ، بیخط ، بیپسر که همی دختر من ارزش فرزند خود و به نام یک مرد دیگر رشد میآید و مندا. (از جمله مرگ بیپشت و بینسل و ماتاو مرگ و فردا که ما رکا در این است که نیست یک دوست داشتن می رود و آن مرداک همیشک در چشمان او دیگر مال او ماتاو کشتیش. "اوروسی کرک" را کشتی که خون دیدم پای گیلاس و غیره. کله اش., ایمو, کوهگالشانیم. دانهفشانیم و. وجود دارد می رود رکا ، رفت و نمی, و آنها, و نمکبهحرامی رفت دختر به من بگویید و من نمی خواهم به آن را می پوشند بیفتد. دو. ظلم. نچین زیتون کال را که نمی, و پس از آن روح زندگی. مرگ است. بچة آدم میآید که مرگ استفاده می شود مرگ است کو در حال حاضر "دخترزه" که سهباره می میرند و من نمی خواهم به ببینید که نسل است که مرداک که غارتم در. ، ماتاو ، کتاب بیعقل ، دیدی چگونه غارتمان که خواهد. روجا پس گردن من همیشه دوست داشتم شانه کولم نشستن هنوز هم پدر asp asp. مرگ خود را. آن را ببینید ازازیل را. چه چشم میدراند برای من بیچشم و دختر بچه دیدی مندا. سری آ ؟ نام مرداک که چه هارای را که در حال حاضر چه بدهی های قابل توجه برای من در این ده خرابشده همان خرابشده. و روح و روان. این همه ظلم و ستم نسل روح. دختر آدم روح. همسر آدم ظلم و ستم است. مثل یک دانه زیتون چیده رفت و از طبقه بالا. جان و پرم در این راستا راه. خمیر دوشان خمیر. ایمو, ارهکشانیم., ایمو, ماسهخوریم. دانهفشانیم. ایمو, کوهگالشانیم. خمیر دوشان خمیر. نگاه چه اره منبت کاری اره مویی است سهروزه بچه ها. مارملی نامرد. خودم را برای گهواره من را. نگاه ماتاو! خنده بچه. شکر خوردن شکر و اناری یک دانه انار و. قرمز. قرمز اوروسی تحت گیلاس کرکره او ماتاو را تحت تاثیر قرار به خشتکش; یا این که چه چیزی اشتباه است با ؟ مشق شب است که ماشاءالله! اجازه دهید گریه که من به گریه. دختر منداآ اشکش آن را می بیند کسی. چشم, بوسه, دید خودم. در حال حاضر نوشتن باران! باران شما نمی دانید که چه ؟ همان است که خود. آنهایی که کتاب نوشتن ، در این کتاب نوشتن باران. به قبر پدر, که من نمی دانم چرا نمینویسند ، ریشه کاسنی فصل و نسیم در صبح بخورده. کاسنی بده می خورد tab وجود دارد. گلم که قد و بالایش را کسی. رفت. قد بلند و بنابراین من رفته و گوشت و پر و رنگ به ماتاو رفته و رفت. رفت "مولهزای". می گویند پسر کیه شش پستان بزرگ بانوی ؟ من که فرزند خود را و نه دیگر به طوری که هیچ وقت عزیز من نمیشده میکشمت



                                     

4. منابع. (Resources)

  • حسین بیات ، اشتباهات رایج در درک شیوه جریان سیال ذهن, مجله نقد ادبی, تعداد ۳۰، ۱۳۹۴.
  • حسین بیات ، داستاننویسی جریان سیال ذهن, انتشارات علمی و فرهنگی تهران، ۱۳۸۷.
  • صالح حسینی و پویا رئوفی ، گلشیری کاتب و خانه روشنان انتشارات نیلوفر, تهران, ایران. ۱۳۸۰.
  • زبان انگلیسی ویکیپدیا. (English Wikipedia)

Users also searched:

جریان سیال ذهن,

...
Free and no ads
no need to download or install

Pino - logical board game which is based on tactics and strategy. In general this is a remix of chess, checkers and corners. The game develops imagination, concentration, teaches how to solve tasks, plan their own actions and of course to think logically. It does not matter how much pieces you have, the main thing is how they are placement!

online intellectual game →